مقدمه:
درگیری و نزاعی که در اوایل قرن گذشته در کشور فلسطین بوجود آمد ، وتا امروز هم ادامه یافته است ، تبدیل به یکی از رویدادهای جهان امروز شده ، که فکر همه سیاستمداران ومتفکرین جهان خصوصاً اعراب ومسلمانان را به خود مشغول کرده است.
این مبارزه علناً درسال 1948م رخ داد ، ومردم بیگناه فلسطین را وارد درگیری وجنگی جدید کرد. اما فلسطین بعنوان یک کشور عربی همواره هویت خود را حفظ کرده ، وبرای میراث فرهنگی و ادبی خود ارزش زیادی قائل بوده است ، وبا وجود تأثیر پذیری از تحولاتی که در منطقه رخ داده بود ، همواره کاروان علم و أدب این سرزمین از همراهی با سایر کشورهای عربی بازنمانده است ، حتی شاهد ظهور سبکهای أدبی جدیدی بوده ایم که نمونه بارز آن شعر پایداری « مقاومت » است.
بدون شک یکی از مهمترین پدیدهای أدبی معاصر عرب که درگیری مردم فلسطین با یهودیان اشغالگر سهم بزرگی در نمو وظهور آن داشته است، شعر مقاومت یا پایداری می باشد. واز آنجا که این شکل از ادبیات ارتباط مستقیمی باجوانب مختلف زندگی مردم مثل دین، سیاست ، اقتصاد، فرهنگ ، وتاریخ ، پیدا کرده است ، شاهد آن هستیم که شعراء وادباء کثیری روی به این شکل از ادبیات آورده اند، وتبدیل به مبارزینی در میدان ادبیات شده اند ، که ارزش آن ازمبارزه مستقیم نظامی کمترنیست.
لذا در قرن بیستم گرایش به سمت شعر پایداری « مقاومت » در فلسطین به اوج می رسد، ودچار فراز ونشیبهای زیادی می گردد، که در این مقال سعی کرده ام ، سیر تحولات ادبی ، سبکی ، وموضوعی این نوع شعر را براساس یک تقسیم بندی زمانی، بررسی کنم.
شعر فلسطینی قبل از سال 1917م
در حقیقت شعر فلسطینی در این دوره دچار یک ضعف وسستی شدیدی شده است ، که علت اصلی آن حاکم شدن ترکها برکشور فلسطین بوده است ، چرا که حکّام ترک به أدب وزبان عربی آنچنان که شایسته بود توجه نداشتند ، وسعی داشتند که زبان ترکی را بعنوان زبان رسمی معرفی کنند ، لذا در روزنامه ها ومجلات از زبان ترکی استفاده می کردند.
تا جائیکه اعراب حق منتشر کردن روزنامه یا مجله ای به زبان عربی را نداشت. به این علت شعر فلسطینی درأواخر قرن 19 میلادی وربع اول قرن بیستم دچار یک انحطاط شد، به این صورت که یک زبان شعری بوجود آمد که خالی از بلاغت واستحکام خاص زبان عربی بود، ودر واقع یک شعر عامی است که به سادگی مشخص است که گوینده شعر به اسالیب زبان عربی تسلط کافی ندارد.1
به این خاطر چه در زمینه شعر مقاومت وچه در سبکهای دیگر شعری این ضعف وکم توجه ای را بوضوح می بینیم. لذا بسبب إطلاله کلام ازآوردن نمونه های شعری در این دوره پرهیز می کنیم.
شعر مقاومت فلسطینی بین سالهای 1917م تا 1948م:
این دوره از شعر مقاومت که بعنوان دوره « انتداب» نام گذاری شده ، همزمان است با قرارداد « بلفور» که بر اساس این قرارداد کشور استعمارگر انگلستان نماینده کشور فلسطین درسازمان ملل گردید. این امر درگیری خونینی را در فلسطین در پی داشت، که در این مبارزات شعر بعنوان یک سلاح جنگی برای فلسطینیها بشمار می رفت، چرا که شعراء در این دوره در کنار مردم زندگی می کردند، و از مصیبتهای آنها بی نصیب نبودند. لذا حرکت اولیه وبنیادی به سرودن اشعار مقاومتی را ما در این دوره شاهد هستیم ، که آن هم تلاشی جز آشکار کردن حق از باطل نبود، بنابراین در ابتدا به بررسی مضامین شعری در این دوره یعنی « انتداب » می پردازیم.
مضامین شعری در دوره « انتداب»
اگر نظری إجمالی در شعر مقاومت در این دوره بیندازیم ، درمی یابیم که شعراء مقاومت در دو جبهه وارد نبرد میشوند. أولاً سعی دارند ظلم وجور استعمار بریطانیا را به تصویر بکشند. ودوم به جنبه دیگر این ظلم وستم یعنی صهونیستها که بطور مستقیم به خاک آنها تجاوز کرده می پردازند. به این علت شاید ازمهمترین مضامین وأغراض شعر مقاومت در این دوره بتوان، موارد زیر را ذکر کرد:
الف) شناساندن دشمن ومحکوم کردن عهدنامه « بلفور»:
در این میان شعراء زیادی قلم سرای کرده اند که از مهمترین آنها ابراهیم طوقان را می توان نام برد، او انگلیسیها را خطاب قرار می دهد ومیگوید:
منذ احتللتم و شؤم العيش يرهقنا وكان وعدا تلقيناه ايعاد
« آن هنگام که شما کشور را اشغال کردید بدبختی، زندگی ما را مورد تاخت وتاز قرار داد وما آن وعده آزادی را که شما داده اید به عنوان یک تهدید تصور می کنیم».
او کلام خود را با کمی سخره درهم می آمیزد ومی گوید:
خجلنا من لطفكم يوم قلتم " وعد بلفور نافذ لا محالة"
« ما از لطف ومحبت شما آن روزی که گفتید عهدنامه بلفور بدون شک اجرا می شود شرمنده شدیم».
وعرفنابكم صديقاً وفياً كيف ننسى إنتدابه وإحتلاله2
« وشما را شناختیم که چه دوست وفادار وصادقی هستید پس چگونه انتداب واشغال را از یاد ببریم؟».
دراین ابیات ابراهیم طوقان بصراحت بیان می کند که عهدنامه بلفور جز وعده ای پوچ نبوده است حتی بنظر او این عهدنامه بیشتر شبیه یک تهدید است، او در بیت آخر کلمه احتلال را معطوف به کلمه انتداب می کند ، تا این مفهوم را بفهماند که این عهدنامه با اشغال وظلم همراه بوده است.
از دیگر شعراء مقاومت در این دوره میحی الدین الحاج عیسی است، که با بدبینی نسبت به عهدنامه « بلفور» آن را شوم ونحس می داند واین چنین می سراید:
كم كان وعدك يا بلفور مشأمة أعوذ بالله من شؤم المواعيد3
«ای بلفور چقدر وعده تو شوم ونحس بود، بخدا پناه می برم از نحوست این وعدهها».
ب) دعوت به اتحاد وحفاظت از وطن با پشتکار:
شعراء مقاومت در این دوره با هشدار به ملت وآگاه کردن آنها به خطرات مختلفی که آنها را تهدید می کند سعی در متحد ومنسجم کردن ملت خویش دارند ، لذا در این میان ابراهیم طوقان چنین می گوید:
الله ثم الله ما أحلى التَضامُن والوِفاقا كم مِن فؤاد راق فيه ولم يكن مِن قبل راقا شدوا4
« پروردگارا چقدر همپيمانی وهمبستگی شيرين است چه قلبهايي مشتاق آن شدند که از قبل نبودند».
ابراهیم الدباغ هم این نکته را مد نظر گرفته ودرباره اتحاد وکار وتلاش بدون خستگی اینگونه بیان می کند:
عودوا لجمع الشَمل بعد فرقه طويلة حبا بتوثيق العُرى
« باز گردید و بعد از جدایی طولانی دوباره بخاطر عشق به صداقت ودوستی ، متحد وهمپیمان شوید».
لا نام أهلوها ولا كل أبناها سعيا وان سيعه سوف يری5
« برای هیچ شخص یا فردی از فرزندان وطن جز سعی و کوشش نیست، واین تلاشی است که در آینده نتیجه آن دیده می شود».
از کلماتی که در ابیات برگزیده این دو شاعر بکار رفته، دلیلی بر این ادعاء است که شعراء همدلی وهمبستگی ملت را راهی برای پیروزی می دانند.
ج) بیان جنایات صهیونیستها
این موضوع در شعر بیشتر شعراء این دوره بوفور دیده می شود، در این میان ابراهیم طوقان و برهان الدین العبوشی، نقش بیشتری در بر ملا کردن این جنایات ایفاء می کنند.
برهان الدین العبوشی با شجاعت وجسارت اینگونه بروشنی می گوید :
أرهقتمونا وقربتم منايانا واليوم تبغوننا ننسى ضحايانا
« به ما ظلم کردید وما را به مرگمان نزدیک کردید و امروز نیز به ما جور می کنید تا قربانیان را فراموش کنیم».
لم تتركوا فوقها أنثى ولاذكرا الا قتلتم له أهلاو إخوانا
« مرد وزنی را در روی زمین رها نکردید مگر اینکه خانواده وبرادرانش را بقتل رساندید».
ولم تراعوا لاهل الدين حرمتهم بل انتبذتم وراء الجور صبيانا6
« حرمت اهل دین را بجا نیاوردید و بعد از اینکه جور وستم کردید فرزندان وکودکان ما را به حال خود رها کردید».
عبوشی در این ابیات به جنایاتی چون ترور، کشتار زنان وبچه ها، وبی احترامی به مقدسات دینی اشاره می کند.
د) ترانه سرای به عشق وطن
ازموضوعهای جالب وزیبا دراین دوره این بود که شاعر خود را عاشقی شیفته وشیدا و وطن را معشوقی دلربا تصوّر می کند، وبه عشق او ترانه عاشقانه سر می دهد، یا اینکه در قالب یک ترانه، تمامی ویژگیهای دوست داشتنی را با هنر نمایی واستفاده از عبارتهای محکم زبان عربی به وطن نسبت می داد.
از مشهورترین این سروده ها قصیده « موطني» از ابراهیم طوقان است؛ که دارای موسیقی دلنشین وجذابی است؛
موطني : الجلال والجمال والسناء والبهاء في رباک
والحياة والنجاة والهناء والرجاء في هواك هل أراكم ؟ سالما منعما وغانما مكرما
هل أراكم في علاك تبلغ السماک؟ موطني... موطني الحسام و اليَراع و النزاع رمزنا
مجدنا وعهدنا و واجب الى الوفا يهزنا7
اسلوب شعری این دوره
از آنجا که در هر عصر از ادبیات عرب اسالیب شعری براساس مقتضای زمان ومحیط دچار تغیر شده اند . اسلوب شعری ، شعر مقاومت در دوره انتداب با تغیراتی مواجه شده که به بعضی از آنها به اختصار اشاره می کنیم:
از نظر اسلوب شعری اگر دربعضی از اشعاری که ذکر شد، نظر کنیم درمی یابیم که اسلوب خطابی بر شعر غلبه داشته ، وشاعرانی چون ابراهیم طوقان ، وابراهیم الدباغ به این امر توجه خاصی داشته اند. بطوری که اگر به قصیده « الثلاثاء الحمراء » ( سه شنبه خونین)از ابراهیم طوقان مراجعه کنیم ، این اسلوب خطابی بروشنی به چشم می خورد.8
شعراء این دوره بشکل خاصی رو به نمایشنامه نویسی آوردند، بطوری که نمایشنامه نویسی بشکل یک قالب شعر مقاومت درآمد. شاید علت آن هم این بود که شعراء دریافته بودند که درقالب نمایشنامه می توانند جنبه های مختلف زندگی مردم فلسطین چه از نظر تاریخی وچه از نظر فرهنگی را بتصویر بکشند، ازاین نمایشنامه ها می توان به نمایشنامه « وطن الشهید » از برهان الدین العبوشی اشاره کرد . دراین نمایشنامه که از پنج فصل تشکیل شده ، به صورت مفصل درباره انقلاب ترکها وتوطئه صهیونیستها وچگونگی روی کار آمدن یهودیان وهمچنین انتفاضه مردم فلسطین وآمادگی دولتهای عربی برای کمک به فلسطینیها ، سخن به میان می آورد . لذا در این دوره شعر مقاومت شکل قصصی وداستانی بخود می گیرد.
از جمله سبکهای رایج در این دوره سبک کلاسیکی وسنتی است ، بیشتر شعراء در این دوره به این سبک روی آوردند . شعراء مقاومت در این زمان هیچ وقت نتوانسته اند از قید وبند تقلید رهایی یابند، وپیوسته دراشعار خود عمود شعر گذشته گان را حفظ کرده اند ، واگر هم تغیری وجود داشت ، بسیار جزئی وآن هم در موضوعات شعری بوده است ، مثلاً شعراء برای هر حادثه یا مناسبتی شعری در همان قالب سنتی وکلاسیکی می سرودند. که این اشعار بیشتر رنگ وبوی شعر دوره عباسی را بخود می گیرد.
بطور کلی گرایش به پیروی از سبک سنتی بیش از هر سبکی دیگر مورد توجه شعراء مقاومت فلسطینی در این دوره بوده است. البته ناگفته نماند که ویژگیهای سبک رمانتیکی « رومانسی » بندرت در این دوره به چشم می خورد، بطوری که شعراء اندکی که درسبک کلاسیکی وسنتی مهارت کافی نداشتند،روی به این سبک می آوردند؛ از جمله آنها می توان به ابو سلمی ، مطلق عبد الخالق ، اشاره کرد.
اما بصورت کلی می توان به این نکته اشاره کرد که ویژگیها وخصوصیات سبک رئالیسم در شعر شعراء کلاسیکی مشهود وواضح است . این شعراء سهولت و بساطت را در کلمات ولغاتی که انتخاب می کردند ، مد نظر داشتند. با انتخاب این کلمات ومفردات به سادگی می توانستند به افکاری که در سرداشتند اشاره کنند. اما باید توجه داشت که شعراء این دوره هرگز وحدت موضوعی واسلوب گزارشی را در آثار منظوم خود از یاد نبردند، وبندرت از موضوع اصلی خود خارج میشوند.
درپایان بحث شعر در دوره انتداب بهتر است درباره زبان شعر وخصوصیات آن صحبت کنیم .شعر مقاومت در این دوره پر از صنعتهای بیانی وبدیعی است وشعراء با الفاظ وکلمات خود سعی داشتند تا آنجا که ممکن است به زیبایی عبارات خود بیفزایند. وهیچ کس از این امر مستثنی نبود جزاسکندر خوری البیتالیجی که به قول برخی از ادباء اندوخته ای او از میراث شعرسنتی بسیار اندک بود . چرا که زبان شعری او نزدیک به زبان کوچه وبازار بوده است.9
بنابراین گرایش به سوی تزئینات وزخارف سنتی در شعر مقاومت این دوره بخوبی بچشم می خورد اما از سال 1924 م به بعد بعضی از حرکات جهت خارج شدن از این قید بچشم می خورد وآنهم به خاطر سرودن شعر در مضامین ملی وحوادث واتفاقات قومی وسیاسی بود. لذا اندکی از سهولت وبساطت سبک رئالیسم را در انتقال افکار واحساسات وعواطف می بینیم .
شعر مقاومت فلسطینی بعد از سال 1948م:
سال 1948م برای فلسطینیها یادآور خاطرات وحشتناکی از جنگ ونبرد است، وبه این خاطر به سال « النکبة » نام گذاری شده است، ازاین تاریخ به بعد تأثیراتی نسبتاً ملموسی بر تمام جوانب زندگی مردم فلسطین بوجود آمد ، این تحولات بر پیکره أدب وشعر مقاومت تأثیرگذاشت و آن را وارد مرحله جدیدی از مبارزه ادبی کرد، بطوری که هم اکنون بجرأت می توان گفت: شعراء در این دوره موضوعی مهمتر از مقاومت ومبارزه با سلاح شعر پیدا نکردند، چرا که این مسأله بااهداف سیاسی ، اجتماعی، فرهنگی واقتصادی آنها در هم آمیخته بود.
در این مجال دکتر عبد الرحمن الکیالی یکی از برجسته ترین محققین در زمینه ادب مقاومت می گوید: « در این دوره از شعر مقاومت ، بر شعراء واجب می آمد که به شجاعت وبی پروایی مسلح شوند وبه نیرو وقدرت کلمه وشعر ایمان بیاورند وأدب وذوقشان را در این مأموریت مقدس مستعد و آماده نگه دارند».10
مضامین شعری بعد از سال نکبة:
الف) بتصویر کشیدن جنگ ومصیبتها وبدبختیها ناشی از آن:
شعر در این دوره الهام گرفته از مشکلات ومصائبی بود که در آن زمان بر زندگی ملّت فلسطین حاکم شده بود. لذا همه شعرا این امر را در شعر خود لحاظ می کردند.
از بین این شعراء هارون ورشید به این مصائب این گونه اشاره می کند:
يانفسي ويا لحرقة نفسي طوى الحب والهوى و الهناء
« ای روح من ، وعجبا از شور وشوقش، چرا که عشق ودلدادگی وسعادت همه در روح من پیچیده شدند».
أنا بعد الذي أصاب بلادي من بلاء كأنّةٍ بكماء
« من بعد از مصیبتی که سرزمینم دچارشد، گویی که روحم در کما بسر می برد».
وفلسطين غادةالشّرق قالوا قد أصيب أصابها الاغماء
« گفتند که فلسطین، این عروس شرق دچار مصیبت شده، وبه خاموشی فرو رفته است ».
فجأة وانطوى البساط وجفت خمرة الكأس , واختفى الندماء
« گلیمها وفرشها همگی جمع شدند، جامهای خمر خشک شدند ، و پیمانه های شراب همه محو شدند».
فإذا الموطن العزيز ذليل و إذا الأهل أهله غرباء11
« پس سرزمین گرامی و استوار ما خوار وذلیل شد و اهالیش در داخل وطنشان غریب وبیگانه شدند».
ب) سروده های در ذکر شهداء وفداکاری:
باوجود نبردها ومبارزات نظامی نابرابری که در این دوره در گرفت مردم داغدار بسیاری از فرزندان خود شدند، که در راه وطن یکی پس از دیگری به شهادت می رسیدند. در بین این شهداء شاعرانی هم پیدا می شدند که بخاطر افشاءگریهای که با شعر خود می کردند، در معرض تروریا قتل در زندان قرار می گرفتند.
لذا سرودن اشعاری دررثائی شهداء وتقدیس شهادت، مورد عنایت بسیاری از شعراء مقاومت دراین دوره قرار گرفت.ازبین اشعارمقاومتی دوره نکبة قصیده« غابة القسطل»از هارون رشید نمونه خوبی برای این موضوع است:
أننسى الشهيد شهيد الكفاح شهيد فلسطين في القسطل
« آیا شهید مبارزه وشهید فلسطین در منطقه قسطل را فراموش می کنیم ؟».
أننساه و هو يمدّ يديه الى الثأر لهفة مستقل
« آیا اورا فراموش می کنیم در حالی که او با حسرت وحزن مخصوصی دستش را به طرف انتقام کشیده است؟».
وعيناه بالنّار ترمي الشرار تنفث من صدره المشتعل
«وچشمانش شعلهای آتش را با آتشی که از سینه ی افروخته اش بلند می شود، پرتاب می کند».
سنأتيك رغم الأسي والدموع سنأتيك بالأمل الأجمل
« علی رغم حزن وگریه واشک ، با تمام آرزوهای زیبا ، بزودی نزد تو خواهیم آمد».
غداً سنعود الى مجدنا الى الحقل, للكرم, للمنزل
« فردا به بزرگی وعظمتمان بر خواهیم گشت و به کشتزار ها وباغهای انگور و خانهایمان باز می گردیم».
سنزرع أشجارنا هناك سنزرعها في الغد المقبل12
« و در فردایی نزدیک، درختانمان را در آنجا خواهیم کاشت».
ج) تقدیس وتخلید وطن
این موضوع از مضامین کلی است که همه شعراء به آن توجه خاصی داشتند، خصوصاً محمود درویش که در این میدان به آوازه بلندی دست یافته است، بعنوان مثال می توان به قصیده « الوطن» اشاره کرد:
علّقوني على جدائل النخلة واشنقوني.. فلن أخون النخلة!
« اگر مرا از گیسوان نخل آویزان کنید ویا اگر مرا به دارآویزان کنید ولی هرگز به نخل خیانت نمی کند.( نخل نمادی برای وطن است)».
هذه الأرض لي ..وكنت قديماً أحلب النوق راضياً ومولّه
« این سرزمین من است و از قدیم در آن بوده ام ودر آن با خوشی وخرّمی شتر می دوشیدم ( با راحتی وخوشی زندگی کردن) »
وطني ليس قصةً أو نشيداً ليس ضوءاً على سَوالف فُله ...
« وطن من داستان یا سروده ای نیست، و وطن من پرتوای از گذشته شکست خورده نیست».
...ورياح ضافت بحجرة سجن وعجوز يبكي بنيه ..حقله
« وبادها به سنگ چینهای زندان می وزنند گویی که به مهمانی می آیند وپیرزنی به خاطر فرزند ومزرعه اش گریه می کند».
هذه الأرض جلد عظمي وقلبي..
« این سرزمین پوست واستخوان وقلب من است».
فوق أعشابها يطير كنحله
« وقلبم مانند زنبوری بر روی مرغزاهای آن به پرواز در می آید».
علّقوني على جدائل نخله واشنقوني.. فلن أخون النخلة13
« مرا از گیسوان نخل آویزان کنید ویا اگر مرا به دارآویزان کنید ولی هرگز به نخل خیانت نمی کند».
شاعر در این ابیات بیان می کند که حتی اگر کشته شود ، به وطن خود خیانت نمی کند وقلب او همیشه در عشق رسیدن به وطن است. اوپیوسته در اشعارش سعی دارد امید وآرزو به آینده سرزمین خود را در دل مردم زنده نگه دارد .
این پایداری ومبارزات مداوم شعراء ، بدون عکس العمل از طرف مقابل همراه نبود، بطوری که اسرائیلیها درصدد جلوگیری از نشر وپخش اشعار آنها برآمدند وبرای این هدف از طُرق مختلفی وارد عمل می شدند، مثلاً دست به ترور وشکنجه وزندانی کردن شعراء می زدند که از مهمترین جنایتهای آنها می توان به تبعید اشاره کرد. لذا در شعر پایداری در این دوره آثاراین تعذیبات بوفور بچشم می خورد. اما این شعراء حتّی در داخل زندان وتبعید هم دست از مبارزه ومقاومت بر نداشتند چرا که آنها رسالت مقدسی را برگزیده بودند.
از جمله این مبارزین می توان به محمود درویش که یکی از پرآوازه ترین شعراء مقاومت دراین دوره است، اشاره کرد. زندانها وتبعیدهای این شاعر گواه خوبی بر این ادعاء است. او هیچ وقت از مصیری که انتخاب کرده بود خسته وملول نشده و تا همین امروز پرچم رسالت خود را بصورت شایسته ای حمل کرده است.
از جمله قصائد او می توان به قصیده « الرسالة مِن المنفی ( نامه ای از تبعیدگاه)» اشاره کرد؛
هل يذكر المساء مهاجرا أتى هنا... و لم يعد إلى الوطن الوطن ؟
« وطن؟ آیا غروب را به یاد می آوری که مسافری به اینجا آمد... وبه وطن بر نگشت».
هل يذكر المساء مهاجراً مات بلا كفن ؟
« آیا غروب را به یاد می آوری مسافری که بدون کفن مُرد».
يا غابة الصفصاف ! هل ستذكرين أن الذي رَمَوه تحت ظلك الحزين
« ای جنگل درخت بید! آیا کسی را که در زیر سایه عمیق تو تیر زدند به یاد خواهی آورد».
هل تذكرين أنني إنسان
« آیا یاد می آوری که من انسان هستم».
و تحفظين جثتني من سطوه الغربان؟ و أنت يا أُماه
« آیا جسد من را از یورش کلاغها محافظت می کنی ؟» « وتوای مادر...»
و والدي ، و إخوتي ، و الأهل ، و الرفاق ...
« وپدرم وبرادر وخواهرم، خانواده ودوستانم ».
لعلّكم أحياء، لعلّكم أموات،لعلّكم مثلي بلا عنوان
« شاید شما زنده باشيد، یا اینکه مرده باشید ، شاید هم مثل من بدون آدرس باشید».
ما قيمة الإنسان بلا وطن ،بلا عَلَمْ
« ارزش انسانی که بدون وطن وپرچم...».
ودونما عنوان ما قيمة الانسان؟14
«وبدون آدرس خانه اش است چيست؟».
شاعر طعم تلخ زندگی در زندان ومحرومیت را چشیده است، و در قصیده ای بعنوان « السجن( زندان)» میگوید:
تغيرّ عنوان بيتي و موعد أكلي
« آدرس خانه ام و زمان غذا خوردنم تغیر کرد»
و مقدار تبغي تغيرّ و لون ثيابي، ووجهي، و شكلي15
« مقدار تنباکو ورنگ لبایسم وصورت وشکلم عوض شده است»
اسلوب شعری
اما اگر به اسلوب شعر در این دوره بپردازیم ، تغیر چندانی ازآنچه در دوره قبل حاکم بود بچشم نمی خورد، و در واقع همان سبک خطابی گزارشی وشعر قصصی همراه با نمایشنامه، که در دوره انتداب بر ساختار اشعار مقاومت حاکم بود در این دوره نیز به چشم می خورد.
اما در اوایل این دوره یعنی از سالهای 1948م تا 1960م گرایش به سمت سبک قدیمی وکلاسیکی در بین شعراء دیده می شود البته با کمی تغیر در مضامین آن ، بطوری که این سبک بیشتر دراشعار سیاسی رایج بود، وشعراء سعی داشتند بر اساس موضوعی که در شعر دنبال می کردند، ویژگی خاصی به ساختار سروده خود بدهند. مثلاً در اشعار ملی وحماسی بیشتراوقات از الفاظ محکم وقوی استفاده می کردند، یا وقتی درباره نکبة ومصائب ناشی از آن سخن به میان می آوردند، ازالفاظی که پرازغم واندوه وحزن است، استفاده می کردند.
شاید گرایش شعراء به سبک کلاسیکی در حقیقت بخاطر موسیقی خاصی است که بدلیل التزام به وزن وقافیه بوجود می آید. ولی اگرچه ازنظر شکل وهیکل شعر کاملاً قدیمی است اما از نظر مضوعی شکل جدیدی بخود می گیرد. ودر واقع مضامین جدید راهی به درون ساختار کلاسیکی بازکردند.
اما میل به سبک رمانتیکی « رومانسی » دروه نکبة برخلاف دوره انتداب بیشتر بچشم می خورد. شعراء به این سبک روی می آوردند تا قادر باشند با زبانی عامیانه دردها ورنجها ومصیبتهای که از نکبة حاصل شده بود وهمچونین خشم وعصبانیت خود را بتصویر بکشند.لذا با آزادی کامل الفاظ خود را انتخاب می کردند وسهولت وبساطت و وضوح وانسجام بین الفاظ ومعانی را مد نظر داشتند، لازم بذکر است بعضی اوقات برخی مبدئین در این سبک دچار ابتذال وضعف می شوند. واین هم بخاطر آزادی واختیارعملی بود، که این سبک در اختیار آنها میگذاشت.16
از جمله شعراء رومانسی « رومانتیک» در این دوره می توان به سمیح القاسم و محمود درویش اشاره کرد.
سبک رئالیسم دراین دوره بصورت غیرارادی دربین تمامی شعراء رواج داشت وسعی در تجدید ونوآوری در شکل وموضوع ورهایی از قیود قصیده قدیم را داشتند ، وبه وقایع وحوادث ومناسبتها توجه می دانند. بطوری که ما وقتی که به زبان شعر در این دوره توجه می کنیم بیشتر رنگها وبوی سبک رمانتیکی بچشم می خورد.17
پانوشت:
1- محاضرات في الشعر الحديث في فلسطين و الاردن , د.ناصر الدين الاسد , ص 27-28. 15 - ديوان محمود درويش ،جلد اول ،ص103.
2- ديوان , ابراهيم طوقان , ص 211. 16- شخصية فلسطيني في الشعر الفلسطيني,
3- مخطوطات خاصة , محيي الدين الحاج عيسي,(بدون معلومات أخرى). د. واصف أبو الشباب ص155. 4- ديوان ابراهيم , ابراهيم طوقان ,ص23. 17- همان، ص211.
5- في ظلال الحرية , ابراهيم الدباغ ,ص63.
6- جبل النار ,برهان الدين العبوشي ,ص98.
7- الشعر الفلسطيني في نكبة فلسطين ,ص172.
8- همان، ص173.
9- شخصية فلسطيني في الشعر الفلسطيني, د. واصف أبو الشباب، ص30.
10- الشعر الفلسطيني في نكبة فلسطين، د. عبد الرحمن الکیالی,ص278.
11- الشعر العربي في مأسأة فلسطين من سنة 1917م الی 1948م،کامل السوافیری, ص457.
12- همان، ص 455.
13- ديوان محمود درويش ، جلد اول ،قصيدة «الوطن» ص 231.
14- ديوان محمود درويش، جلد أول، ص 38- 39.
منابع:
1- توفیق زیاد، عن الادب الشعبی الفلسطینی، بیروت، دار العودة، 1970م.
2- توماس طمس، نیلزلمکة، الجدید فی تاریخ فلسطین القدیمة، ترجمه: عدنامن حسن و زیاد مني، بیروت، لبنان، دار قدمس للنشر والتوزیع، سنة 2004م.
3- د. سلمی الخضراء الجیّوسي، موسوعة الادب الفلسطینی، بیروت، الطبعة الاولی، المؤسسة للدراسات والنشر، 1996م.
4- د.ناصرالدین الاسد، محاضرات فی الشعر الحدیث فی فلسطین والاردن، چاپ مؤسسة جهانی پژوهشهای عربی دانشگاه الدول العربیة .
5- د. واصف أبو الشباب، شخصیة فلسطینی فی الشعر الفلسطیني، چ1، بیروت، دار العودة، سنة 1981م.
6- د. عبد الرحمن الکیالی،الشعر الفلسطینی في النکبة فلسطین، المؤسسة العربیة للدراسات والنشر، بیروت، الطبعة الاولی، سنة 1975م.
7- سمیح القاسم، دیوان شعر، بیروت، دار العودة.
8- غسان کنفانی، الأدب الفلسطینی المقاوم تحت الاحتلال، بیروت،15نیسان، 1968م.
9- فائز العراقی، شعر الإنتفاضة فی البعدین الفکري والفني، دمشق، دار اتحاد الکتّاب العرب، 1995م .
10- فؤاد رفقة، الشعر والموت، بیروت، دار النهار للنشر، سنة1973م.
11- کامل السوافیری، الشعر العربی الحدیث فی مأساة فلسطین من سنة 1917م الی سنة 1948م، مکتبة نهضة، مصر، الطبعة الأولی، سنة 1926م.
12- محمود درویش، دیوان درویش المجموعة الکاملة، دار المعودة، 1971م.
13- محمود درویش، شیئ عن الوطن، الطبعة الأولی، بیروت، دار العودة، 1971م.
14- محمود درویش، یومیات الحزن العادی، بیروت، المطبعة: المؤسسة العربیة للدراسات.
15- مجلة الجامعة الاسلامیة، المجلد العاشر، العدد الاول، سنة 2002م.
16- مجلة لمؤسسة البیان للصحافة والطباعة والنشر، العدد، 187، سنة 2003م.
17- یحیی ذکریا الآغا، جمالیات القصیدة فی الشعر الفلسطینی المعاصر، الدوحة، الطبعة الأولی، دار الثقافة، 1996م.



مشاهده متن 













